هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
69
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
سلاح آنان ساخت خارج است . تفنگهاى فتيلهاى ، شمشير و دشنه از فارس و خراسان سپر از هندوستان ، نيزه از سند فراهم مىكنند . در كلات قورخانهاى ( اسلحهسازى ) براى ساخت تفنگهاى فتيلهاى و شمشير و نيزه وجود دارد كه منحصرا متعلق بخان است ليكن كارى را كه من ديدم بسيار به دو سلاحها بسيار نامناسب ساخته شده بود . مشغوليات بلوچها از آن نوعى است كه بايد در ميان مردم وحشى و غيرمتمدن وجود داشته باشد . با اشتياقى وافر به ورزشها و مسابقات صحرائى مايلند ، بيشتر وقت آنان در تيراندازى ، شكار ، مسابقات اسبدوانى و يا شتردوانى مىگذرد و به جهت شكار به تربيت تازيان شكارى مىپردازند . يك تازى خوب معادل دو يا سه شتر قيمت دارد و دانستم كه خان كلات بابت بهاى يك تازى عالى چهارصد روپيه « 1 » پرداخته است . تيراندازى تمرينى ، چماقزنى يا چوبزنى ، كشتىگيرى ، شمشيربازى و نيزه افكنى از جمله تفريحات معمول و باب ذائقه بلوچهاست . افراد يك خيل يا خيلهاى مجاور مكرر چنين مسابقاتى را ترتيب مىدهند . چهار تفريح و ورزش اخير را با اصول علمى مىدانند و در تيراندازى ، باور نكردنى ، خبره و ماهرند بقدرى كه مطمئنم بتاخت با اسبى چهارنعل و سريع قادرند هميشه هدفى را كه بيش از 16 اينچ مربع مساحت نداشته باشد بزنند . تائيد مىكنم كه راهنمايان متعددى كه در مسافرتم داشتم قادر بودند از فاصله پنجاه يا شصت يارى هرپرنده كوچكى نظير گنجشك و يا چكاوك را بدون خطا با يك گلوله هدف قرار دهند و تازه اين كار را دليل خبرگى و كاركشتگى خود نميدانستند . قبل از خاتمه برشمارى انواع تفريحات و سرگرميهاى اين مردم يكنوع بازى سواره و يا كار مخاطرهآميزى را كه در بين عامه مردم بلوچ متداول است و آن را نيزهبازى يا نمايش نيزه مىنامند شرح مىدهم . در آغاز اين سرگرمى يك ميخ يا تير چوبى كه ضخامتى متوسط دارد در زمين مىكوبند و سواركارى در نهايت سرعت و چالاكى سرنيزه خود را با ضربه بر ته آن فرود مىآورد و قصد او آنست كه با اين عمل ميخ چوبى را
--> ( 1 ) - 50 ليره استرلينگ